سلام بچه ها
خوشگل موشکلا
یکی یدونه ها
چه خبرا
خوبه ها آقا ما سرمون شلوغه نیستیم شما چرا نیستید
انگار به من سنسور وصل کردید وقتی نتم به وبم سر میزنید
وقتی من نیستم انگار وب تعطیله
بگذریم
امروز میخوایم در مورد یک مطلب مهم بحث کنیم
چیه به من نیومده جدی حرف بزنم
خلاصه اینکه چند روزه دنبال کار میگردیم
دیگه حساب کتاب اومده دستم
میرم یه اداره اول اسم آبدارچی و میپرسم
میرم تو اتاق اول میگم
سلام من از آشناهای آقای آبدارچی هستم و دنبال کار
طرف هم کلی احترام و خوش اومدید و...
بعد میگه والا خدا شاهده از آقای آبدارچی شرمنده ولی کار نیست
میرم اتاق دوم و میگم سلام من از آشناهای آقای اتاق اول هستم و دنبال کار میگردم
و این فرآیند تا آخر وقت اداری ادامه داره
باورتون میشه صبحانه و ناهار و چای و میوه و... به راهه
کم کم میگم بیخیال کار بشم
هر روز برم یه اداره صبحانه و ناهار و که اونجا خرابم خوبه دیگه
برای شروع کار خوبه
مگه نه؟؟؟
